رشيد الدين فضل الله همدانى
140
جامع التواريخ ( اسماعيليان و فاطميان ) ( فارسى )
قاعدهء خود مستمر . و او را پسران بودند ، مهين « 1 » همه جلال الدين حسن بود ، كه پدرش به ايام كودكى نص قائممقامى بر او كرده بود « 2 » . و چون بزرگ شد و اثر عقل در وى پديد آمد ، بر طريقهء آبا و اجداد انكار و اعتراض مىداشته و ميان ايشان عناد گونهاى متولد شده و هر دو از يكديگر خايف و متحرز مىبودهاند ؛ و در روزهاى بار و مجامع كه جلال الدين حسن در بارگاه حاضر مىشده ، پدر از او حذر مىكرده و انديشه مىداشته و در زير لباس زره مىپوشيده و مقربان و ملحدانى كه اهل اعتقاد او بودند او را نگاه مىداشتهاند . اين محمد دهم ربيع الأول ، سنهء سبع و ست مائة ، درگذشت . به روايت بعضى ، مسموم بوده . آنچه اين ضعيف را از روايت [ و اخبار « 3 » ] و تاريخ متقدمان معلوم شده [ بود ] اين است [ كه ذكر رفت « 4 » ] . و العهدة على الرّاوى . [ 58 ] ذكر ايام دولت و مدت مملكت و جلوس جلال الدين حسن بن محمد ، معروف به « نومسلمان » ، داعى ششم ولادت حسن بن محمد در سنهء اثنتين و ستين و خمس مائة بوده . چون به جاى پدر بر سرير دولت متمكن شد ، رسوم الحاد را استقذار مىنمود « 5 » ، به ابتداى جلوس ، اظهار مسلمانى كرد و قوم و شيعت خود را زجر و توبيخ و منع و تقريع مىكرد ، بر التزام ايمان و اسلام ابتاع رسوم شرع مىداشت و بفرمود تا در هر ديهى حمامى و مسجدى بساختند و رسم اذان و صلوة و صيام تازه گردانيد و مسلمانى ، كه [ در ميان ملحدان « 6 » ] حكم مصحف داشت به خانهء زنديق « 7 » ، عزيز و مكرّم گشت ، چون آثار رسول ، صلى اللّه عليه و سلم . و در اين معنى ، رسولان به خليفهء بغداد ، الناصر لدين اللّه ، و سلطان محمد « 8 » خوارزمشاه و ملوك و سلاطين و امراى عراق و ديگر اطراف فرستاد . و به موجب توطئه و تمهيدى كه به ايام پدر كرده بود ، سخن او را مصدّق داشتند و ، خصوصا ، از دار الخلافه [ به اسلام او حكم كردند ] . و در ماه ربيع الأول سنهء ثمان و ست مائة ، به باب النوبى « 9 » ، اين بشارت بزدند و رسولان را خلعت دادند و در اعزاز و اكرام او مبالغتها كردند و
--> ( 1 ) . مجمع د : مهتر ؛ مجمع م : از همه بزرگتر ( 2 ) . مجمع د : وصيت قائممقامى به دو كرده بود ؛ مجمع م : او را قائممقام كرده بود . ( 3 ) . مجمع د ( 4 ) . مجمع م و د : آنچه از تاريخ محمد بن حسن معلوم شده ثبت افتاد . ( 5 ) . مجمع د : استبعاد مىنمود . ( 6 ) . مجمع م ( 7 ) . مجمع د : حكم كلام داشت به جاى زندقه ( 8 ) . ص و مجمع د : محمود ؛ مجمع م و زبده : محمد ( 9 ) . النجوم ( ج 5 ، ص 175 ) باب النوبة ؛ النجوم ( ج 4 ، ص 251 ) باب النوبى